سه‌شنبه 9 شهریور‌ماه سال 1389

همیشه مخالف این بودم که به قومیتها برچسب بزنم.بنظرم خیلی بی انصافیه.توی هر شهری و میون مردمان هر قومی خوب و بد و از هر سنخ آدمی پیدا میشه،اما به این هم معتقدم که اهل هر جا هستیم سعی کنیم نمایندگان شایسته ای برای هویتمون باشیم.امیدوارم دوستای نازنین آذری ناراحت نشن اما دو تا همکار آذری دارم که با رفتارهاشون همه رو به ستوه آوردند و باعث شدن بین همکارهای دیگه تلقیها و برداشتها و تعبیر و تفسیرهای غلط رایج در مورد ملت آذری مرتب تکرار بشه.

یکی از اونها مدیر ماست که در تظاهر و پاچه خواری واقعا لنگه نداره و اون یکی آبدارچی ماست که خیلی قلدری میکنه.نکته آزاردهنده تعصب عجیب این دو تا روی همه،بطوری که ما در حضور حضرت آبدارچی اصلا جرات نداریم راجع به مسائل کاری با رییس محترم صحبت کنیم،بالافاصله ایشون با صدای بلند خودشو وارد ماجرا میکنه و میگه من روی آقای پ تعصب دارم.از اون طرف هم خودش بشدت شلخته و کثیفه و هیچ کاری انجام نمیده و تذکر و گله و شکایت ما به مدیر اصلا مورد توجه قرار نمیگیره.

این مدیر و آبدارچی عزیز حتی روی مشتریهای آذری هم تعصب دارن و در مورد اونها از ما توقعات عجیب و نامعقول دارند(محل کار من بانک هستش.)خلاصه اینکه جو خیلی آزاردهنده ای بر محیط کار حاکم کردند و آرامش مثل زمان رییس قبلی دیگه وجود نداره.

من میدونم آذریهای فراوانی برعکس این دو تا وجود دارند اما توی کشورهایی مثل کشور ما با ترکیبات نژادی گوناگون مسلما حساسیتها بالاست و هر حرکت و رفتار نابجای ما بنام میلیونها انسان هم نژادمون تموم میشه!

کاش قدری بیشتر مواظب باشیم،بخصوص وقتی در شهر دیگه سفیر نام و نشان یک قوم شدیم!