X
تبلیغات
رایتل
شنبه 13 مهر‌ماه سال 1387

روزهایی که خونه بودم،شیرین ترین بخش روز ،قسمت خداحافظی و بوسه صبحگاهی بود.خیلی برام لذت بخش بود.من خوابالود و تو قبراق و آماده رفتن.من توی رختخواب باهات خداحافظی می کردم و تو می رفتی.

حالا صبحها من زودتر از تو میرم.حدود چهل و پنج دقیقه زودتر.اما تو همراه من بیدار می شی و تا دم در بدرقه ام می کنی...همراه همان بوسه و خداحافظی گرم.

امروز قبل از رفتن لباس هامو اتو کردی،و گفتی تصمیم داری این چهل و پنج دقیقه های اضافی رو به کارهای خونه اختصاص بدی،در حالی که می دونم چقدر به زمان بیشتری برای استراحت نیاز داری.

این همه فهم و مهربانی تو برای من سرمایه بزرگی به حساب میاد.

دوست دارم منم بتونم بخوبی تو در حقت همسری کنم.

ممنونم!