X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
شنبه 30 شهریور‌ماه سال 1387

خیلی برات خوشحالم.تو که هنوز به دنیا اومدنت یادمه،همون روزهایی که تا می خواستم بوست کنم جیغت در میومد.هنوز اون موهای فرفری طلایی و چشمهای آبیت، اون آروم بودن عجیب و غریبت و حتی حسودی خودم بهت رو یادمه.

اون روزها زود گذشتن حالا موهات نسبتا صافه و خرمایی و چشمات هم عسلی، حالا دیگه خیلی دوستت دارم و خیلی حرفامو تو این دنیا فقط به تو می زنم. این روزها خوشحالم بخاطر اینکه بعد گذروندن مدتها روزهای سخت یه دوره جدید و تازه رو شروع کردی، با نمره عالی درست رو تموم کردی و خانوم مهندس شدی، و با شجاعت رشته عوض کردی و تو بهترین دانشگاه ارشد قبول شدی.برای من کلی انگیزه بخش شدی و تلاشت الگوم شده.خوشحالم که امروز رفتی به دانشگاه جدید برای انتخاب واحد و قدم گذاشتی به یه راه تازه و ناشناخته و پرهیجان! مبارکت باشه خواهر کوچولوی من!