X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 30 دی‌ماه سال 1386

تعطیلی است و دوستم و همسرش پیش ما هستند.دور هم هستیم و خوش می گذره.

سر ناهار داریم صحبت می کنیم که دوستم صحبت از فیلم بادبادک باز می کنه که نمایشش در مدرسه ای آمریکایی باعث شده بچه ها برای درختکاری در افغانستان پول جمع کنن!

متفق القول هستیم که واکنش با توجه به عمق انواع فاجعه در افغانستان خیلی فانتزیه ومسلما برای افغانها بی ثمر...

عصره و متاسفانه نمی دونم از کجا صحبت هامون به مسائل سیاسی کشیده شده...داغ داغ صحبت می کنیم و جاهایی اختلاف نظر داریم تا اشاره می کنم با شکلهای مختلف کشتار بعد از انقلاب که دوستم جواب می ده :خوب هر انقلابی اعدامی و کشته داره...

کمی صدام بلند می شه که گفتنش برای کسانی که درگیر مستقیم نیستند آسونه..

نمی خوام بحث رو ادامه بدم.دوستم نازنینه و دوستیمون هم خوب.دوست ندارم از هم دلخور بشیم.

دلم نمیاد بهش بگم واکنش فانتزی در هر حال فانتزیه وبرای طرف مقابلش نا خوشایند...

...

پ.ن:خیلی دوست دارم یاد بگیرم تو واکنشهام خودم رو جای آدمهای مختلف بزارم و تند قضاوت نکنم.